شرف الدين على يزدى
1067
ظفرنامه ( فارسى )
به تيغ سياست بگذرانيدند ، و در همين شب از لعبتبازى چرخ شعبدهباز ، صورتى غريب رو نمود و امرى عجيب واقع شد . اميرزاده سلطان حسين در حال سكر و غلواى مستى به وسوسه و فريب جمعى تاجيك مفسد ، روى جسارت از صوب صواب و سداد بگردانيد و متوجه اندرون دمشق شد 292 . شاميان را از آن حال صبح شادمانى از كوه اندوه برآمد و او را به آيين سلاطين به شهر بردند و مقدمش به تعظيمى عظيم و اكرامى تمام تلقى نمودند و فرج حاكم مصر موافقت او را فرج بعد الشدّه انگاشت و از دقايق اجلال و تبجيل سر مويى فرونگذاشت و از نوكران سلطان حسين ، حسين برات خواجه و ادوك امير شاه ملك را از آن حال آگاه گردانيدند و او صورت واقعه را به مسامع عليّه رسانيدند . و چون روز شد ، اردوى كيهانپوى كوچ كرده روان شدند و به طرف قبلى دمشق كه صوب كنعان و مصر است و صحرايى گشاده ، مقدار يك فرسخ راه برفتند و فرود آمدند و برحسب حكم واجب الامتثال در گرد اردوى خجسته نزول فرخنده ارتحال از جميع جوانب حصارى به بالاى شخصى بلند قامت از سنگ برآوردند و در پيرامن آن خندقى حفر كردند و قراولان به هر طرف روان شدند و از تومانات و هزارهجات ، پياده و سوار به چنداول بيرون آوردند تا به شب پاس دارند و بعد از دو روز حضرت صاحبقران ، پادشاه بوران را به رسالت پيش حاكم مصر « 1 » فرستاد . محصّل پيغام آنكه : « آثار حزم و عزم ما در كارها دانستهايد و علوّ همت ما در تحصيل مطالب و اتمام مقاصد و مآرب شناخته و عاقلان دانند كه دامنگير مردان در امور ، غيرت است و حميّت ، اگر شاه است و اگر رعيت . و مقصود اصلى پادشاهان از كشيدن لشكر و گشادن كشور با آنهمه خوف و خطر « 2 » رعايت ناموس است در حال ، و بقاى ذكر جميل در مآل نه مجرّد جمع مال و تكثير منال ، [ بيت ] همه كار جهان ناموس و نام است * و گرنه نيمنان روزى « 3 » تمام است
--> ( 1 ) . م : پيش ملك . ( 2 ) . ع : - خطر . ( 3 ) . ع : ما را .